تاريخ: چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388 ساعت :11:34
انتهای عمرمان
شاید به درازای تیر برق هم نکشد
چه برسد به اینکه
با پلیکانهای علاف
سفارشی
به اسمان هفتم برویم
فقط سینه خیز می توان
به زمین دو مترم رفت
حرف ها هم که همگی مخملی اند و
فقط می شود صورت را شست
اما اگر توی دلمان رعد و برقی نباشد
هیچ موشی نخواهد ترسید
و هیچ درختی نخواهد سوخت
کاش خدا این دست گندیده ی ما را
کمی نمک می زد
***
چه می شد تیر برقها هم
مثل ان لوبیا میوه می دادند
اما این را می دانم که
وقتی نی گل کرد تیر برق هم میوه می دهد

