تاريخ: سه شنبه چهارم دی 1386 ساعت :9:38
1)
دهانه ي جيب عنكبوت را تار بسته ام
تا زل بخورم به اين تارهايي كه
هر روز من را
از پروتئين هاي تكراري ديروز خودم مي تنيدند
و حسرت بزنم به اينكه
كدام دندان جواب شكن
رويم را شيشه اي خرد مي كند،
روي لطيف ترين ديواري كه
روي آن سر از دنيا در آوردم
حالا دارم از آتش قليان ماردم
از كنده بلند مي شوم
توي ميداني كه
اطرافم عنكبوتها تار مي فروشند
و حلق،آويز شده است
2)
امروز از قلم افتاده ام
فردا
نمي دانم
شايد قلم از من افتاده باشد

